فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پوسیده

تأییدنشده

puside[pʰuː.siː.d̪e]

verrottet صفت

صفت

  • پوسیدهpuside[pʰuː.siː.d̪e](decayed, gone bad)(verrotten)تأییدنشده

نوع واژه نامشخص

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فاسدfâsedفاسِد[fɒː.séd̪̥](verrotten)تأییدنشده
  • متعفنمُتَعَفِن(verrotten)تأییدنشده
  • عفنعَفِن(verrotten)تأییدنشده
  • گندیدهگَندیده(verrotten)تأییدنشده

دستور زبانِ verrottet

صفت

نوع واژه نامشخص

منابع و ارجاع‌ها