فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کلون کردن

تأییدنشده

verriegeln فعل

فعل

  • کلون کردنکُلون کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قفل کردنqofl kardanقُفل کَردَنتأییدنشده
  • چفت کردنچِفت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verriegeln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʁiːɡl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • verriegeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verriegelndمعلوم، participle، حال
  • verriegeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verriegleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verriegelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verriegeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verriegeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verriegleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verriegelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verriegeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verriegeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verriegleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verriegelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verriegelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verrieglestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verriegeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verriegeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verriegleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verriegeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verriegeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verriegletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verriegelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verriegelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verriegeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verriegeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verriegelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verriegelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verriegeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verriegeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verriegeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verriegeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verriegeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verriegeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

die Tür ist verriegelt

پشتدری کشیده شده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها