فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بر باد دادن

تأییدنشده

verprassen فعل

فعل

  • بر باد دادن(to waste)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بریز و بپاش کردن(to expend or bestow with profusion; to squander)تأییدنشده
  • هدر دادن(to waste)تأییدنشده

دستور زبانِ verprassen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈpʁasn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verprasstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verprassendمعلوم، participle، حال
  • verprasstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verprassمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verprasseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verprasstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verprasseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verprasseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verprasstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verprassestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verprasstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verprasseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verprasstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verprassetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verprassteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verprassteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verprasstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verprasstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verprassteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verprassteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verprasstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verprasstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verprasstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verprasstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verprasstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verprasstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها