فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اجاره دادن

تأییدنشده

verpachten فعل

فعل

  • اجاره دادناِجاره دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ verpachten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈpaxtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verpachtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verpachtendمعلوم، participle، حال
  • verpachtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verpachteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verpachtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verpachtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verpachteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verpachteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verpachtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verpachtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verpachtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verpachteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verpachtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verpachtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verpachteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verpachteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verpachtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verpachtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verpachteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verpachteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verpachtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verpachtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verpachtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verpachtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verpachtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verpachtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها