فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

میخ زدن

تأییدنشده

vernageln فعل

فعل

  • میخ زدنمیخ زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ vernageln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈnaːɡl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • vernageltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vernagelndمعلوم، participle، حال
  • vernageltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vernagleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vernagelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vernageleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vernageltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vernagleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vernagelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vernageleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vernageleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vernagleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vernagelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vernagelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vernaglestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vernageltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vernageleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vernagleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vernageltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vernageltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vernagletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vernagelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vernagelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vernageltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vernageltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vernagelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vernagelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vernageltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vernageltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vernageltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vernageltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vernageltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vernageltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها