رفتن به محتوامیخ زدن
تأییدنشده
vernageln فعل
فعل
- میخ زدنمیخ زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ vernageln
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈnaːɡl̩n]
همهٔ صورتها
- vernageltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- vernagelndمعلوم، participle، حال
- vernageltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- vernagleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vernagelمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vernageleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vernageltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- vernagleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- vernagelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- vernageleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- vernageleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vernagleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vernagelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- vernagelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vernaglestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vernageltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- vernageleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vernagleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vernageltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- vernageltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vernagletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vernagelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- vernagelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vernageltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- vernageltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vernagelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- vernagelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vernageltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- vernageltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- vernageltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- vernageltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- vernageltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- vernageltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها