فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اجاره دادن

vermieten فعل

فعل

  • اجاره دادناِجاره دادَن(to grant occupation in return for rent)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کرایه دادنکِرایه دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ vermieten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈmiːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vermietetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vermietendمعلوم، participle، حال
  • vermietetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vermieteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermietمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermietetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermieteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vermieteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermietestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermietestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermietetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vermieteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vermietetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermietetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vermieteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vermieteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermietetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vermietetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermieteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vermieteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vermietetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vermietetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vermietetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vermietetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vermietetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vermietetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها