فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مخلوط کردن

تأییدنشده

maxlut kardan[mæx.lúːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]

vermengen فعل

فعل

  • مخلوط کردنmaxlut kardanمَخلوط کَردَن[mæx.lúːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آمیختنâmixtanآمیختَن[ʔɒː.miːx.t̪ʰǽn](To mix; to intermix; to combine or join)(stir two or more substances together)تأییدنشده
  • قاطی کردنقاطی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ vermengen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈmɛŋən]
همهٔ صورت‌ها
  • vermengtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vermengenمعلوم، مصدر، حال
  • vermengendمعلوم، participle، حال
  • vermengtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vermengمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermengeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermengtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermengeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vermengeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermengstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermengestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermengtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vermengeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vermengenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • vermengenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • vermengtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermengetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vermengenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • vermengenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vermengteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vermengteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermengtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vermengtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermengteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vermengteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vermengtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vermengtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vermengtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vermengtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vermengtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vermengtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها