رفتن به محتواسنبل کاری کردن
تأییدنشده
vermasseln فعل
فعل
- سنبل کاری کردنسَنبَل کاری کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ vermasseln
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈmasl̩n]
همهٔ صورتها
- vermasseltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- vermasselnمعلوم، مصدر، حال
- vermasselndمعلوم، participle، حال
- vermasseltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- vermassleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vermasselمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vermasseleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vermasseltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- vermassleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- vermasselمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- vermasseleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- vermasseleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vermassleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vermasselstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- vermasselstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vermasslestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vermasseltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- vermasseleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vermassleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vermasselnمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- vermasselnمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- vermasseltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- vermasseltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vermassletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vermasselnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- vermasselnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vermasselteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- vermasselteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vermasseltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- vermasseltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vermasselteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- vermasselteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vermasseltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- vermasseltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- vermasseltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- vermasseltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- vermasseltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- vermasseltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vermasselestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- vermasseletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاعها