فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سنبل کاری کردن

تأییدنشده

vermasseln فعل

فعل

  • سنبل کاری کردنسَنبَل کاری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ vermasseln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈmasl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • vermasseltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vermasselnمعلوم، مصدر، حال
  • vermasselndمعلوم، participle، حال
  • vermasseltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vermassleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermasselمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermasseleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermasseltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermassleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vermasselمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vermasseleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vermasseleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermassleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermasselstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermasselstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermasslestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermasseltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vermasseleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vermassleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vermasselnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • vermasselnمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • vermasseltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermasseltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vermassletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vermasselnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • vermasselnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vermasselteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vermasselteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermasseltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vermasseltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermasselteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vermasselteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vermasseltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vermasseltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vermasseltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vermasseltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vermasseltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vermasseltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vermasselestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • vermasseletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها