رفتن به محتوابه ارث گذاشتن
تأییدنشده
vermachen فعل
فعل
- به ارث گذاشتنبه اِرث گُذاشتَن(Erbe)تأییدنشده
دستور زبانِ vermachen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈmaxn̩]
همهٔ صورتها
- vermachtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- vermachendمعلوم، participle، حال
- vermachtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- vermachمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vermacheمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vermachtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- vermacheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- vermacheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vermachstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- vermachestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vermachtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- vermacheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vermachtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- vermachetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vermachteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- vermachteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vermachtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- vermachtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vermachteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- vermachteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vermachtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- vermachtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- vermachtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- vermachtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- vermachtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- vermachtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها