فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به ارث گذاشتن

تأییدنشده

vermachen فعل

فعل

  • به ارث گذاشتنبه اِرث گُذاشتَن(Erbe)تأییدنشده

دستور زبانِ vermachen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈmaxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vermachtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vermachendمعلوم، participle، حال
  • vermachtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vermachمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermacheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermachtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermacheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vermacheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermachstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vermachestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vermachtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vermacheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vermachtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vermachetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vermachteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vermachteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermachtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vermachtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vermachteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vermachteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vermachtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vermachtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vermachtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vermachtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vermachtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vermachtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها