فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قرعه کشی کردن

تأییدنشده

verlosen فعل

فعل

  • قرعه کشی کردنقُرِعه کِشی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verlosen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈloːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verlostparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verlosenمعلوم، مصدر، حال
  • verlosendمعلوم، participle، حال
  • verlostparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verlosمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verloseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verlostمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verloseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verloseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verlostمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verlosestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verlostمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verloseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verlosenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verlosenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verlostمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verlosetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verlosenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verlosenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verlosteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verlosteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verlostestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verlostestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verlosteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verlosteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verlostenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verlostenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verlostetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verlostetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verlostenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verlostenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها