رفتن به محتواکسی را تطمیع کردن
تأییدنشده
verlocken فعل
فعل
- کسی را تطمیع کردنکِسی را تَطمیع کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ verlocken
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈlɔkn̩]
همهٔ صورتها
- verlocktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verlockenمعلوم، مصدر، حال
- verlockendمعلوم، participle، حال
- verlocktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verlockمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verlockeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verlocktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verlockeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verlockeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verlockstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verlockestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verlocktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verlockeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verlockenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- verlockenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- verlocktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verlocketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verlockenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- verlockenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verlockteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verlockteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verlocktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verlocktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verlockteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verlockteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verlocktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verlocktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verlocktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verlocktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verlocktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verlocktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها