فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را تطمیع کردن

تأییدنشده

verlocken فعل

فعل

  • کسی را تطمیع کردنکِسی را تَطمیع کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verlocken

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈlɔkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verlocktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verlockenمعلوم، مصدر، حال
  • verlockendمعلوم، participle، حال
  • verlocktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verlockمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verlockeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verlocktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verlockeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verlockeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verlockstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verlockestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verlocktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verlockeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verlockenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verlockenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verlocktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verlocketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verlockenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verlockenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verlockteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verlockteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verlocktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verlocktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verlockteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verlockteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verlocktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verlocktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verlocktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verlocktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verlocktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verlocktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها