فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باختن

bâxtan[bɒːx.t̪ʰæn]

verlieren فعل

فعل

  • باختنbâxtan[bɒːx.t̪ʰæn]((transitive) be a defeated competitor in)
  • گم کردنgom kardan[ˌɡom kʰʲæɹ.d̪ǽn](cease to have in one's possession or capability)(etwas irgendwo hinlegen und es später nicht mehr wiederfinden)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • از دست دادنaz dast dâdan[ʔæz d̪ǽst̪ʰ d̪ɒː.d̪ǽn](experience the death of (someone to whom one has an attachment, such as a relative or friend))تأییدنشده

دستور زبانِ verlieren

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈliːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • verlorenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verlierendمعلوم، participle، حال
  • verlorenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verlierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verliereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verliertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verliereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verliereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verlierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verlierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verliertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verliereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verliertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verlieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verlorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verlöreمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verlorstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verlörestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verlörstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verlorمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verlöreمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verlorenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verlörenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verlortمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verlöretمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verlörtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verlorenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verlörenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Durch den Tod verliert man seine Existenz, doch nicht immer die Präsenz.

آدم از طریق مرگ وجودش را از دست می‌دهد اما نه همیشه حضورش را.

Die Blume, die mit Gewalt gebrochen wurde, verliert ihren Duft.

گلهایی که با خشونت شکسته شوند، بوی خود را از دست می‌دهند.

Viele Bäume verlieren im Winter ihre Blätter.

بسیلری از درختان برگهایشان را در زمستان از دست می‌دهند.

Er verliert ständig seinen Regenschirm.

او دائما چترش را گم می‌کند.

Ich verlor die Wette.

من شرط را باختم.

Erfolg ist ein schlechter Lehrmeister. Er lässt sogar kluge Menschen glauben, sie könnten nicht verlieren.

موفقیت آموزگار بدی است. او به آدمهای باهوش وانمود می‌کند که نمی‌توانند ببازند.

Wenn er betrunken ist, verliert er die Selbstkontrolle.

وقتی مسته، کنترل خودشو از دست میده.

Jeder, der versucht mich meiner Würde zu berauben, wird verlieren.

هرکس تلاش کند تا مرا از کرامتم محروم کند، ناکام خواهد ماند.

Viele verlieren den Verstand deshalb nicht, weil sie keinen haben.

به این دلیل بسیاری فهم و درک را از دست نمی‌دهند، زیرا دارای آن نیستند.

Man muss eine Fliege verlieren, um einen Fisch zu fangen.

باید یک مگس را از دست داد تا بتوان یک ماهی گرفت.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #10865857), cojiluc (fa #10888253), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5062470), cojiluc (fa #9962028), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #916824), cojiluc (fa #8190388), tatoeba.org
  4. ۴: MUIRIEL (de #398641), cojiluc (fa #7634536), tatoeba.org
  5. ۵: raggione (de #5552257), cojiluc (fa #9950728), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #2438544), cojiluc (fa #10807092), tatoeba.org
  7. ۷: Tamy (de #1811373), Suroosh (fa #10119317), tatoeba.org
  8. ۸: Katze (de #3781560), cojiluc (fa #7970459), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2346827), cojiluc (fa #7417866), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1002007), cojiluc (fa #9962519), tatoeba.org
منابع و مجوزها