فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جراحی پذیر

تأییدنشده

verletzbar صفت

صفت

  • جراحی پذیرجَراحی پَذیرتأییدنشده

دستور زبانِ verletzbar

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈlɛt͡sbaːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • verletzbarerصفت تفضیلی
  • am verletzbarstenصفت عالی
  • verletzbarerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbareمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbaresخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbareحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verletzbarenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verletzbaremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbaremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verletzbarenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbaresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verletzbareحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verletzbareمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbareمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbareخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verletzbarenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verletzbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verletzbarenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbareحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verletzbarerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbareمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbaresصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbarenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verletzbarenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbarenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbarenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbarenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verletzbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbarenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verletzbarenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbareحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbaresحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verletzbarenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verletzbarererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verletzbareresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • verletzbareremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verletzbareremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • verletzbarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verletzbareresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verletzbarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • verletzbarereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • verletzbarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verletzbarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • verletzbarererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verletzbarereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verletzbareresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verletzbarerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • verletzbarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verletzbarereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verletzbareresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verletzbarerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • verletzbarsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verletzbarsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verletzbarsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verletzbarstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

er ist nicht leicht verletzbar

او جراحی ناپذیر است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها