رفتن به محتواانتقال بار
تأییدنشده
verladen فعل
فعل
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
دستور زبانِ verladen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈlaːdn̩]
همهٔ صورتها
- verladenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- verladenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- verladenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- verladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- verladeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- verladeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- verladenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- verladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- verladenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- verladenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- verladeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- verladenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- verladenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- verladenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- verladenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- verladenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- verladenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- verladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- verladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- verladenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- verladenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- verladendمعلوم، participle، حال
- verladمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verladeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verladetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verladeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verladeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verlädstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verladestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verlädtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verladeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verladetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verladetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verludمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verlüdeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verludestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verludstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verlüdestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verludمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verlüdeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verludenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verlüdenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verludetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verlüdetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verludenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verlüdenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها