فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انتقال بار

تأییدنشده

verladen فعل

فعل

  • انتقال بارتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بارگیری مجددتأییدنشده

دستور زبانِ verladen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈlaːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verladenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verladenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verladenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verladeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verladeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verladenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verladenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verladenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verladeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verladenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verladenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verladenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verladenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verladenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verladenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verladenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verladenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verladendمعلوم، participle، حال
  • verladمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verladeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verladetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verladeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verladeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verlädstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verladestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verlädtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verladeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verladetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verladetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verludمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verlüdeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verludestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verludstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verlüdestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verludمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verlüdeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verludenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verlüdenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verludetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verlüdetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verludenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verlüdenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها