فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صفاری کردن

تأییدنشده

verkupfern فعل

فعل

  • صفاری کردنصَفاری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verkupfern

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈkʊp͡fɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • verkupfertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verkupfernمعلوم، مصدر، حال
  • verkupferndمعلوم، participle، حال
  • verkupfertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verkupferمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkupfereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkupfreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkupfertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkupferمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkupfereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkupfreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkupfereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkupfreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkupferstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkupferstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkupfrestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkupferestمعلوم، archaic، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkupfertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verkupfereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkupfreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkupfernمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verkupfernمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verkupfrenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verkupferenمعلوم، archaic، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verkupfertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkupfertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verkupfretمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verkupferetمعلوم، archaic، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verkupfernمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verkupfernمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkupfrenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkupferenمعلوم، archaic، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkupferteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verkupferteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkupfertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verkupfertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkupferteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verkupferteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verkupfertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verkupfertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verkupfertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verkupfertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verkupfertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verkupfertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها