فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مچاله کردن

تأییدنشده

verkrumpeln فعل

فعل

  • مچاله کردن(to crumple or crush into a compact, amorphous shape or ball)تأییدنشده

دستور زبانِ verkrumpeln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈkʁʊmpl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • verkrumpeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verkrumpelndمعلوم، participle، حال
  • verkrumpeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verkrumpleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkrumpelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkrumpeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkrumpeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkrumpleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkrumpelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkrumpeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkrumpeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkrumpleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkrumpelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkrumpelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkrumplestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkrumpeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verkrumpeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkrumpleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkrumpeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkrumpeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verkrumpletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verkrumpelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verkrumpelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkrumpeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verkrumpeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkrumpelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verkrumpelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verkrumpeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verkrumpeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verkrumpeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verkrumpeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verkrumpeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verkrumpeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها