رفتن به محتوامچاله کردن
تأییدنشده
verkrumpeln فعل
فعل
- مچاله کردن(to crumple or crush into a compact, amorphous shape or ball)تأییدنشده
دستور زبانِ verkrumpeln
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈkʁʊmpl̩n]
همهٔ صورتها
- verkrumpeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verkrumpelndمعلوم، participle، حال
- verkrumpeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verkrumpleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verkrumpelمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verkrumpeleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verkrumpeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verkrumpleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verkrumpelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verkrumpeleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verkrumpeleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verkrumpleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verkrumpelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verkrumpelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verkrumplestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verkrumpeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verkrumpeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verkrumpleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verkrumpeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verkrumpeltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verkrumpletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verkrumpelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verkrumpelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verkrumpeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verkrumpeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verkrumpelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verkrumpelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verkrumpeltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verkrumpeltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verkrumpeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verkrumpeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verkrumpeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verkrumpeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها