فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحمل کردن

تأییدنشده

tahammol kardan

verkraften فعل

فعل

  • تحمل کردنtahammol kardanتَحَمُل کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verkraften

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈkʁaftn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verkraftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verkraftenمعلوم، مصدر، حال
  • verkraftendمعلوم، participle، حال
  • verkraftetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verkrafteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkraftمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkraftetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkrafteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkrafteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkraftestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkraftestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkraftetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verkrafteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkraftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verkraftenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verkraftetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkraftetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verkraftenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verkraftenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkrafteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verkrafteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkraftetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verkraftetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkrafteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verkrafteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verkraftetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verkraftetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verkraftetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verkraftetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verkraftetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verkraftetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها