فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مشکل کردن

تأییدنشده

verkomplizieren فعل

فعل

  • مشکل کردنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پیچیده کردنتأییدنشده

دستور زبانِ verkomplizieren

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯kɔmpliˈt͡siːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • verkompliziertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verkomplizierenمعلوم، مصدر، حال
  • verkomplizierendمعلوم، participle، حال
  • verkompliziertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verkomplizierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkompliziereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkompliziertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkompliziereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkompliziereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkomplizierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkomplizierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkompliziertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verkompliziereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkomplizierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verkomplizierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verkompliziertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkomplizieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verkomplizierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verkomplizierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkomplizierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verkomplizierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkompliziertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verkompliziertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkomplizierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verkomplizierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verkompliziertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verkompliziertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verkompliziertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verkompliziertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verkompliziertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verkompliziertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها