فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گره زدن

تأییدنشده

gereh zadan[ɡʲe.ɹéʱ zæ.d̪æn]

verknoten فعل

فعل

  • گره زدنgereh zadanگِره زَدَن[ɡʲe.ɹéʱ zæ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ verknoten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈknoːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verknotetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verknotendمعلوم، participle، حال
  • verknotetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verknoteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verknotمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verknotetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verknoteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verknoteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verknotestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verknotestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verknotetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verknoteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verknotetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verknotetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verknoteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verknoteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verknotetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verknotetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verknoteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verknoteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verknotetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verknotetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verknotetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verknotetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verknotetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verknotetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verknotetparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive
منابع و ارجاع‌ها