فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لخته شدن

تأییدنشده

laxte šodan

verklumpen فعل

فعل

  • لخته شدنlaxte šodanلَخته شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ verklumpen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈklʊmpn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verklumpوجه امری، مفرد
  • verklumpeوجه امری، مفرد
  • verklumptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verklumpendمعلوم، participle، حال
  • verklumptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verklumptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verklumptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verklumpeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verklumpteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verklumpteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verklumptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verklumptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها