فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سیمان کردن

تأییدنشده

verkitten فعل

فعل

  • سیمان کردنسیمان کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verkitten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈkɪtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verkittetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verkittendمعلوم، participle، حال
  • verkittetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verkitteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkittمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkittetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkitteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkitteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkittestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkittestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkittetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verkitteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkittetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkittetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verkitteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verkitteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkittetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verkittetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkitteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verkitteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verkittetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verkittetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verkittetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verkittetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verkittetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verkittetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها