فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

غلط

ġalat[qæ.lǽt̪ʰ]

verkehrt
صفت تفضیلی:
verkehrter
صفت عالی:
am verkehrtesten
صفت

مثال با verkehrt

۱das erweist sich als verkehrt

این غلط از آب در می آید

تأییدنشده

صفت

  • غلطġalatغَلَط[qæ.lǽt̪ʰ](incorrect)(wrong)

دستور زبانِ verkehrt

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈkeːɐ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • verkehrtصفت مطلق
  • verkehrterصفت تفضیلی
  • am verkehrtestenصفت عالی
  • verkehrterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verkehrtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verkehrtemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verkehrtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verkehrteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verkehrteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verkehrtenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verkehrtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verkehrtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verkehrterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrtesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrtenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verkehrtenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrtenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrtenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrtenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verkehrtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrtenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrtenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verkehrtenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrtesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verkehrtenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verkehrtererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verkehrteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • verkehrteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verkehrteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • verkehrterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verkehrteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verkehrtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • verkehrtereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • verkehrterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verkehrterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • verkehrtererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verkehrtereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verkehrteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • verkehrterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verkehrterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verkehrterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • verkehrterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verkehrtereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verkehrteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verkehrterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • verkehrtesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verkehrtesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verkehrtesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verkehrtestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

۲Intelligenz, behaupten die Intelligenten, ist die Fähigkeit, sich der Situation anzupassen. Wenn du ein Buch verkehrt in die Hand genommen hast, lerne, es verkehrt zu lesen.

باهوش‌ها ادعا می‌کنند، هوش قابلیت کنار آمدن با شرایط است. اگر یک کتاب را به صورت وارونه در دست گرفته‌ای، یاد بگیر آن را وارونه بخوانی.

۱das erweist sich als verkehrt

این غلط از آب در می آید

تأییدنشده

۳er verkehrt mit Studenten

او با دانشجویان محشور است

تأییدنشده

۴den Strumpf verkehrt anziehen

جوراب را وارونه پوشیدن

تأییدنشده

۵Sie haben die verkehrte Nummer gewählt

نمرهٔ شما اشتباه بود

تأییدنشده

۶ich habe ihm den verkehrten Schlüssel gegeben

کلید عوضی را به او تحویل دادم

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: Esperantostern (de #2403815), cojiluc (fa #7560972), Tatoeba
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
منابع و مجوزها