فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لبه دادن

تأییدنشده

verkanten فعل

فعل

  • لبه دادنلَبه دادَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کج کردنکَج کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verkanten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈkantn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verkantetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verkantenمعلوم، مصدر، حال
  • verkantendمعلوم، participle، حال
  • verkantetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verkanteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkantمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkantetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkanteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkanteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkantestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkantestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkantetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verkanteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkantenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verkantenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verkantetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkantetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verkantenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verkantenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkanteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verkanteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkantetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verkantetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkanteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verkanteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verkantetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verkantetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verkantetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verkantetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verkantetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verkantetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها