فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آهکی شدن

تأییدنشده

verkalken فعل

فعل

  • آهکی شدنآهَکی شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ verkalken

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈkalkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verkalktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verkalkendمعلوم، participle، حال
  • verkalktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verkalkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkalkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkalktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkalkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verkalkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkalkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verkalkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verkalktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verkalkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verkalktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verkalketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verkalkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verkalkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkalktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verkalktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verkalkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verkalkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verkalktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verkalktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verkalktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verkalktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verkalktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verkalktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها