فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیرون راندن

تأییدنشده

verjagen فعل

فعل

  • بیرون راندنبیرون راندَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • طرد کردنطَرد کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verjagen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈjaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verjagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verjagenمعلوم، مصدر، حال
  • verjagendمعلوم، participle، حال
  • verjagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verjagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verjageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verjagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verjagetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verjageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verjageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verjagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verjagestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verjagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verjagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verjagetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verjageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verjagenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verjagenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verjagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verjagetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verjagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verjagenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verjagenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verjagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verjageteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verjagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verjageteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verjagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verjagetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verjagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verjagetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verjagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verjageteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verjagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verjageteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verjagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verjagetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verjagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verjagetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verjagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verjagetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verjagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verjagetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verjagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verjagetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verjagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verjagetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها