فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گرفتار شدن

تأییدنشده

verirren فعل

فعل

  • گرفتار شدنگِرِفتار شُدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منحرف شدنمُنحَرِف شُدَنتأییدنشده
  • گمراه شدنگُمراه شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ verirren

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʔɪʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • verirreاول‌شخص، حال، مفرد
  • verirrstحال، دوم‌شخص، مفرد
  • verirrtحال، مفرد، سوم‌شخص
  • verirrteاول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verirrteاول‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verirrوجه امری، مفرد
  • verirrtوجه امری، جمع
  • verirrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verirrtparticiple، گذشتهٔ نقلی
  • Höflichkeitsformوجه امری، حال
  • verirrendparticiple، حال
  • verirrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • verirretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • verirrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verirrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، subjunctive
  • verirrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verirrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، subjunctive
  • verirrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verirrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، subjunctive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها