فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شاخی شدن

تأییدنشده

verhornen فعل

فعل

  • شاخی شدنشاخی شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ verhornen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈhɔʁnən]
همهٔ صورت‌ها
  • verhorntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verhornenمعلوم، مصدر، حال
  • verhornendمعلوم، participle، حال
  • verhorntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verhornمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verhorneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verhorntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verhornمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verhorneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verhorneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verhornstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verhornestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verhorntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verhorneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verhornenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verhornenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verhorntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verhornetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verhornenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verhornenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verhornteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verhornteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verhorntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verhorntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verhornteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verhornteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verhorntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verhorntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verhorntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verhorntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verhorntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verhorntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها