فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

التهام یافتن

تأییدنشده

verheilen فعل

فعل

  • التهام یافتناِلتِهام یافتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جوش خوردنجوش خوردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verheilen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈhaɪ̯lən]
همهٔ صورت‌ها
  • verheiltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verheilendمعلوم، participle، حال
  • verheiltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verheiltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verheileمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verheilteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verheilteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verheiltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verheiltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها