رفتن به محتواصمغ زدن
تأییدنشده
verharzen فعل
فعل
- صمغ زدنصَمغ زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ verharzen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈhaːɐ̯t͡sn̩]
همهٔ صورتها
- verharztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verharzendمعلوم، participle، حال
- verharztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verharzمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verharzeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verharztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verharzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verharzeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verharztمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verharzestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verharztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verharzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verharztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verharzetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verharzteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verharzteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verharztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verharztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verharzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verharzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verharztenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verharztenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verharztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verharztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verharztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verharztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها