فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

صمغ زدن

تأییدنشده

verharzen فعل

فعل

  • صمغ زدنصَمغ زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ verharzen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈhaːɐ̯t͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verharztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verharzendمعلوم، participle، حال
  • verharztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verharzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verharzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verharztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verharzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verharzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verharztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verharzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verharztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verharzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verharztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verharzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verharzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verharzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verharztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verharztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verharzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verharzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verharztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verharztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verharztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verharztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verharztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verharztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها