رفتن به محتوابی اهمیت جلوه دادن
تأییدنشده
verharmlosen فعل
فعل
- بی اهمیت جلوه دادنبی اَهَمیَت جِلوه دادَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- دستکم گرفتنdast-e kam gereftanدَست کَم گِرِفتَنتأییدنشده
دستور زبانِ verharmlosen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈhaʁmloːzn̩]
همهٔ صورتها
- verharmlostparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verharmlosendمعلوم، participle، حال
- verharmlostparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verharmlosمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verharmloseمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verharmlostمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verharmloseمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verharmloseمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verharmlostمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verharmlosestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verharmlostمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verharmloseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verharmlostمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verharmlosetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verharmlosteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verharmlosteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verharmlostestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verharmlostestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verharmlosteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verharmlosteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verharmlostenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verharmlostenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verharmlostetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verharmlostetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verharmlostenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verharmlostenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها