رفتار کردن
نوع واژه نامشخص
- رفتار کردن
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خوددار
- پرهیزکار
دستور زبانِ verhalten
نوع واژه نامشخص
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ich versuche, mich natürlich zu verhalten.
من تلاش میکنم طبیعی رفتار کنم.
Blätter verhalten sich zu Pflanzen wie Lungen zu Tieren.
برگها برای گیاهان مانند ششها برای جانوران هستند.
Warum verhalten sich Menschen wie Affen und umgekehrt?
چرا آدمها مانند میمونها رفتار میکنند و برعکس؟
er hat sich erbärmlich verhalten
رفتارش نامردانه بود
sich gegenüber jem. rücksichtslos verhalten
به کسی بد سلوک کردن
sich gegenüber jem. rücksichtsvoll verhalten
به کسی حسن سلوک کردن