رفتن به محتوافرو نشستن
تأییدنشده
verhallen فعل
فعل
- فرو نشستنفُرو نِشَستَنتأییدنشده
دستور زبانِ verhallen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈhalən]
همهٔ صورتها
- verhalltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verhallendمعلوم، participle، حال
- verhalltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verhallمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verhalleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verhalltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verhalletمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verhalleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verhalleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verhallstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verhallestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verhallestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verhalltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verhalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verhalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verhalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verhalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verhalletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verhallteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verhalleteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verhallteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verhalleteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verhalltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verhalletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verhalltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verhalletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verhallteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verhalleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verhallteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verhalleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verhalltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verhalletenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verhalltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verhalletenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verhalltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verhalletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verhalltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verhalletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verhalltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verhalletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verhalltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verhalletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها