فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرو نشستن

تأییدنشده

verhallen فعل

فعل

  • فرو نشستنفُرو نِشَستَنتأییدنشده

دستور زبانِ verhallen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈhalən]
همهٔ صورت‌ها
  • verhalltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verhallendمعلوم، participle، حال
  • verhalltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verhallمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verhalleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verhalltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verhalletمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verhalleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verhalleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verhallstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verhallestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verhallestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verhalltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verhalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verhalleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verhalltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verhalletمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verhalletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verhallteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verhalleteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verhallteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verhalleteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verhalltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verhalletestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verhalltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verhalletestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verhallteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verhalleteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verhallteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verhalleteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verhalltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verhalletenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verhalltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verhalletenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verhalltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verhalletetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verhalltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verhalletetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verhalltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verhalletenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verhalltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verhalletenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها