فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دستگیر کردن

dastgir kardan

verhaften فعل

فعل

  • دستگیر کردنdastgir kardanدَست گیر کَردَن(to take into legal custody)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حبس کردنhabs kardanحَبس کَردَن[hǽbs kʰʲæɹ.d̪æn](to take into legal custody)تأییدنشده

دستور زبانِ verhaften

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈhaftn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verhaftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verhaftendمعلوم، participle، حال
  • verhaftetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verhafteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verhaftمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verhaftetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verhafteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verhafteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verhaftestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verhaftestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verhaftetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verhafteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verhaftetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verhaftetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verhafteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verhafteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verhaftetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verhaftetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verhafteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verhafteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verhaftetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verhaftetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verhaftetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verhaftetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verhaftetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verhaftetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها