رفتن به محتوادستگیر کردن
dastgir kardan
verhaften فعل
فعل
- دستگیر کردنdastgir kardanدَست گیر کَردَن(to take into legal custody)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- حبس کردنhabs kardanحَبس کَردَن[hǽbs kʰʲæɹ.d̪æn](to take into legal custody)تأییدنشده
دستور زبانِ verhaften
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈhaftn̩]
همهٔ صورتها
- verhaftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verhaftendمعلوم، participle، حال
- verhaftetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verhafteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verhaftمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verhaftetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verhafteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verhafteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verhaftestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verhaftestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verhaftetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verhafteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verhaftetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verhaftetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verhafteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verhafteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verhaftetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verhaftetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verhafteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verhafteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verhaftetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verhaftetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verhaftetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verhaftetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verhaftetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verhaftetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها