فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مقایسه کردن

moqâyese kardan[mo.ʁɒː.je.sé kʰʲæɹ.d̪æn]

vergleichen فعل

فعل

  • مقایسه کردنmoqâyese kardanمُقایِسه کَردَن[mo.ʁɒː.je.sé kʰʲæɹ.d̪æn](to assess the similarities between two things or between one thing and another)(compare)

دستور زبانِ vergleichen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈɡlaɪ̯çn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verglichenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vergleichendمعلوم، participle، حال
  • verglichenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vergleichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vergleicheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vergleichtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vergleicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vergleicheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vergleichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vergleichestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vergleichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vergleicheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vergleichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vergleichetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verglichمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verglicheمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verglichstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verglichestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verglichمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verglicheمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verglichenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verglichenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verglichtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verglichetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verglichenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verglichenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Du vergleichst Äpfel mit Birnen.

تو سیب را با گلابی مقایسه می‌کنی.

Shakespeare verglich die Welt mit einer Bühne.

شکسپیر دنیا را با یک صحنه مقایسه کرد.

Liebe ist nur wie Liebe, sie ist mit nichts zu vergleichen.

عشق فقط مانند عشق است، با هیچ چیز مقایسه نمی‌شود.

Bitte vergleiche mich nicht mit meinem Bruder.

لطفا مرا با برادرم مقایسه نکن.

er ist mit nichts zu vergleichen

مثقالی خفت صنار با دیگران فرق دارد

Äpfel mit Birnen vergleichen

تلافی غوره را سر کوره در آوردن

Manche Leute vergleichen das Leben mit einer Bühne.

بعضی افراد زندگی را با یک صحنه‌ی نمایش مقایسه می‌کنند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: jakov (de #898490), cojiluc (fa #12184643), tatoeba.org
  2. ۲: jakov (de #591066), cojiluc (fa #7422667), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #6004098), cojiluc (fa #11928240), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #742451), cojiluc (fa #10780428), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: jast (de #1109097), ghasemkiani (fa #773837), tatoeba.org
منابع و مجوزها