فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جام انداختن

تأییدنشده

verglasen فعل

فعل

  • جام انداختنجام اَنداختَنتأییدنشده

دستور زبانِ verglasen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈɡlaːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verglastparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verglasenمعلوم، مصدر، حال
  • verglasendمعلوم، participle، حال
  • verglastparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verglasمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verglaseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verglastمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verglasetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verglaseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verglaseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verglastمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verglasestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verglastمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verglasetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verglaseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verglasenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verglasenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verglastمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verglasetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verglasetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verglasenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verglasenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verglasteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verglaseteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verglasteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verglaseteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verglastestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verglasetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verglastestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verglasetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verglasteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verglaseteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verglasteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verglaseteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verglastenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verglasetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verglastenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verglasetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verglastetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verglasetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verglastetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verglasetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verglastenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verglasetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verglastenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verglasetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها