فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زرد شدن

تأییدنشده

vergilben فعل

فعل

  • زرد شدنزَرد شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ vergilben

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈɡɪlbn̩], [fɛɐ̯ˈɡɪlbm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vergilbtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vergilbendمعلوم، intransitive، participle، حال
  • vergilbtintransitive، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vergilbtمعلوم، وجه اخباری، intransitive، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vergilbeمعلوم، intransitive، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vergilbteمعلوم، وجه اخباری، intransitive، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vergilbteمعلوم، intransitive، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vergilbtenمعلوم، وجه اخباری، intransitive، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vergilbtenمعلوم، intransitive، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vergilbendمعلوم، participle، حال، transitive
  • vergilbtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، transitive
  • vergilbمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد، transitive
  • vergilbeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد، transitive
  • vergilbtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص، transitive
  • vergilbeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، transitive
  • vergilbeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، transitive
  • vergilbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، transitive
  • vergilbestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، transitive
  • vergilbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص، transitive
  • vergilbeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص، transitive
  • vergilbtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، transitive
  • vergilbetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، transitive
  • vergilbteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، transitive
  • vergilbteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، transitive
  • vergilbtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، transitive
  • vergilbtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، transitive
  • vergilbteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص، transitive
  • vergilbteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص، transitive
  • vergilbtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، transitive
  • vergilbtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، transitive
  • vergilbtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، transitive
  • vergilbtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، transitive
  • vergilbtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص، transitive
  • vergilbtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص، transitive
منابع و ارجاع‌ها