رفتن به محتواتجاوز کردن
vergewaltigen فعل
فعل
- تجاوز کردن(force sexual intercourse)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به کسی تجاوز کردنبه کسی تَجاوُز کَردَنتأییدنشده
- تجاوز جنسی کردنتأییدنشده
دستور زبانِ vergewaltigen
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ɡəˈvaltɪɡn̩]
همهٔ صورتها
- vergewaltigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- vergewaltigendمعلوم، participle، حال
- vergewaltigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- vergewaltigمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vergewaltigeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- vergewaltigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- vergewaltigeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- vergewaltigeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vergewaltigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- vergewaltigestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- vergewaltigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- vergewaltigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- vergewaltigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- vergewaltigetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- vergewaltigteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- vergewaltigteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vergewaltigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- vergewaltigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- vergewaltigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- vergewaltigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- vergewaltigtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- vergewaltigtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- vergewaltigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- vergewaltigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- vergewaltigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- vergewaltigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها