فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تجاوز کردن

vergewaltigen فعل

فعل

  • تجاوز کردن(force sexual intercourse)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به کسی تجاوز کردنبه کسی تَجاوُز کَردَنتأییدنشده
  • تجاوز جنسی کردنتأییدنشده

دستور زبانِ vergewaltigen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ɡəˈvaltɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vergewaltigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vergewaltigendمعلوم، participle، حال
  • vergewaltigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vergewaltigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vergewaltigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vergewaltigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vergewaltigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vergewaltigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vergewaltigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vergewaltigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vergewaltigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vergewaltigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vergewaltigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vergewaltigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vergewaltigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vergewaltigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vergewaltigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vergewaltigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vergewaltigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vergewaltigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vergewaltigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vergewaltigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vergewaltigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vergewaltigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vergewaltigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vergewaltigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها