فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بخشیدن

baxšidan[bæx.ʃiː.d̪ǽn]

vergeben فعل

فعل

  • بخشیدنbaxšidanبَخشیدَن[bæx.ʃiː.d̪ǽn]
  • آمرزیدنâmorzidanآمُرزیدَن[ʔɒː.moɹ.ziː.d̪æn](forgive)

دستور زبانِ vergeben

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈɡeːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vergebendمعلوم، participle، حال
  • vergibمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vergebtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vergebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vergebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vergibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vergebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vergibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vergebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vergebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vergebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vergabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vergäbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vergabstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vergäbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vergäbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vergabمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vergäbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vergabenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vergäbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vergabtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vergäbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vergäbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vergabenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vergäbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vergebenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vergebenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vergebenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vergebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergebeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vergebeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vergebenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vergebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergebenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vergebenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • vergebeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • vergebenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • vergebenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • vergebenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergebenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergebenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • vergebenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • vergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • vergebenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • vergebenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergebeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergebenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • vergebenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Vergib stets deinen Feinden - denn nichts ärgert sie so sehr.

همیشه دشمنانت را ببخشای، زیرا هیچ چیز آنها را اینقدر کلافه نمی‌کند.

Ich habe gelogen. Bitte vergib mir.

من دروغ گفتم. لطفا مرا ببخش.

In meinem Leben habe ich gelernt, viel zu vergeben und mir viel vergeben zu lassen.

در زندگیم یاد گرفتم که زیاد ببخشم و بگذارم زیاد بخشیده شوم.

Vergib mir meine Sünden!

گناهان مرا ببخشای!

Vergib Deinen Feinden, aber vergiss niemals ihre Namen.

دشمنانت را ببخشای، اما هرگز نام‌هایشان را فراموش نکن.

Vergib und vergiss.

ببخش و فراموش کن.

Fehlen ist menschlich, vergeben können ist von Gott

از کوچکها خطا از بزرگان عطا

Arbeit im Akkord vergeben

کاررا مقاطعه دادن

Vergib und vergiss.

ببخشید و فراموش کنید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1440398), cojiluc (fa #10742953), tatoeba.org
  2. ۲: Aikynn247 (de #3605999), cojiluc (fa #6945369), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #2392932), cojiluc (fa #13121991), tatoeba.org
  4. ۴: jerom (de #432615), cojiluc (fa #8431173), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2291975), cojiluc (fa #8490516), tatoeba.org
  6. ۶: Zaghawa (de #2907847), Adelpa (fa #13844408), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: Zaghawa (de #2907847), Adelpa (fa #13855175), tatoeba.org
منابع و مجوزها