فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پوسیده

puside[pʰuː.siː.d̪e]

vergammelt صفت

صفت

  • پوسیدهpuside[pʰuː.siː.d̪e](rotten)(decayed, gone bad)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فاسدfâsedفاسِد[fɒː.séd̪̥]تأییدنشده
  • زپرتیزِپِرتیتأییدنشده

دستور زبانِ vergammelt

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈɡaml̩t]
همهٔ صورت‌ها
  • vergammeltصفت مطلق
  • vergammelterصفت تفضیلی
  • am vergammeltstenصفت عالی
  • vergammelterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammelteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammelteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vergammeltenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammelterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammelterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vergammeltemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammelterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vergammeltenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammelteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vergammelteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vergammelteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vergammeltenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vergammeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vergammeltenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vergammelterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • vergammelteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • vergammeltesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • vergammeltenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • vergammeltenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergammeltenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergammeltenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • vergammeltenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • vergammeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergammeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergammeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • vergammeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • vergammeltenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergammelteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vergammeltesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • vergammeltenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • vergammeltererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • vergammelteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • vergammelteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • vergammelteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • vergammelterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • vergammelteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • vergammeltereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • vergammeltereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • vergammelterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammeltereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • vergammelterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • vergammeltererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • vergammeltereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • vergammelteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • vergammelterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • vergammelterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • vergammelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • vergammelterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • vergammeltereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • vergammelteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • vergammelterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • vergammeltsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • vergammeltsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vergammeltsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • vergammeltstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
منابع و ارجاع‌ها