فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تغییر شکل دادن

تأییدنشده

verformen فعل

فعل

  • تغییر شکل دادنتَغییرِ شِکل دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ verformen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈfɔʁmən]
همهٔ صورت‌ها
  • verformtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verformendمعلوم، participle، حال
  • verformtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verformمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verformeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verformtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verformمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verformeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verformeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verformstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verformestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verformtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verformeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verformtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verformetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verformteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verformteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verformtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verformtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verformteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verformteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verformtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verformtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verformtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verformtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verformtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verformtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها