فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بافتن

تأییدنشده

bâftan[bɒːf.t̪ʰǽn]

verflechten فعل

فعل

  • بافتنbâftanبافتَن[bɒːf.t̪ʰǽn](to intertwine)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تافتنtâftan[t̪ʰɒːf.t̪ʰǽn](to intertwine)تأییدنشده

دستور زبانِ verflechten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈflɛçtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verflochtenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verflechtendمعلوم، participle، حال
  • verflochtenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verflichtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verflechtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verflechteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verflechteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verflichtstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verflechtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verflichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verflechteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verflechtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verflechtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verflochtمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verflöchteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verflochtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verflöchtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verflochtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verflöchteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verflochtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verflöchtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verflochtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verflöchtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verflochtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verflöchtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها