فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به ارث گذاشتن

تأییدنشده

vererben فعل

فعل

  • به ارث گذاشتنبه اِرث گُذاشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ vererben

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʔɛʁbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vererbtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vererbenمعلوم، مصدر، حال
  • vererbendمعلوم، participle، حال
  • vererbtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vererbمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vererbeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vererbtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vererbeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vererbeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vererbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vererbestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vererbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vererbeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vererbenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • vererbenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • vererbtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vererbetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vererbenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • vererbenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vererbteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vererbteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vererbtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vererbtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vererbteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vererbteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vererbtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vererbtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vererbtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vererbtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vererbtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vererbtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها