فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حیوان سقط شده

تأییدنشده

verenden فعل

فعل

  • حیوان سقط شدهحِیوانِ سَقَط شُده(Vieh)تأییدنشده

دستور زبانِ verenden

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʔɛndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verendetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verendendمعلوم، participle، حال
  • verendetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verendeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verendمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verendetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verendeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verendeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verendestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verendestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verendetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verendeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verendetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verendetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verendeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verendeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verendetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verendetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verendeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verendeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verendetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verendetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verendetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verendetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verendetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verendetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها