فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دست به دست دادن

تأییدنشده

vereinigen فعل

فعل

  • دست به دست دادندَست به دَست دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ vereinigen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʔaɪ̯nɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • vereinigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • vereinigenمعلوم، مصدر، حال
  • vereinigendمعلوم، participle، حال
  • vereinigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • vereinigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vereinigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vereinigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vereinigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • vereinigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vereinigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • vereinigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • vereinigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • vereinigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vereinigenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • vereinigenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • vereinigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • vereinigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • vereinigenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • vereinigenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • vereinigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • vereinigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vereinigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • vereinigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • vereinigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • vereinigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • vereinigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • vereinigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • vereinigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • vereinigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • vereinigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • vereinigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها