فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را به نکاح در آوردن

تأییدنشده

verehelichen فعل

فعل

  • کسی را به نکاح در آوردنکِسی را به نِکاح دَر آوَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ verehelichen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʔeːəlɪçn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verehelichtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verehelichenمعلوم، مصدر، حال
  • verehelichendمعلوم، participle، حال
  • verehelichtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verehelichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verehelicheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verehelichtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verehelicheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verehelicheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verehelichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verehelichestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verehelichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verehelicheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verehelichenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verehelichenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verehelichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verehelichetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verehelichenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verehelichenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verehelichteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verehelichteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verehelichtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verehelichtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verehelichteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verehelichteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verehelichtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verehelichtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verehelichtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verehelichtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verehelichtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verehelichtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

zur Ehe verhelfen, verehelichen

کسی را به نکاح در آوردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها