فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ناب کردن

تأییدنشده

veredeln فعل

فعل

  • ناب کردنناب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ veredeln

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʔeːdl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • veredeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • veredelndمعلوم، participle، حال
  • veredeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • veredleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • veredelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • veredeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • veredeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • veredleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • veredelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • veredeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • veredeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • veredleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • veredelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • veredelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • veredlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • veredeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • veredeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • veredleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • veredeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • veredeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • veredletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • veredelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • veredelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • veredeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • veredeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • veredelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • veredelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • veredeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • veredeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • veredeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • veredeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • veredeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • veredeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها