فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تابیدن

تأییدنشده

tâbidan[t̪ʰɒː.biː.d̪æn]

verdrehen فعل

فعل

  • تابیدنtâbidanتابیدَن[t̪ʰɒː.biː.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پیچ دادنپیچ دادَنتأییدنشده
  • وارونه کردنوارونه کَردَن(z.B. statt 28: 82)تأییدنشده
  • گره خوردنگِرِه خوردَن(Knoten)تأییدنشده

دستور زبانِ verdrehen

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈdʁeːən]
همهٔ صورت‌ها
  • verdrehtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verdrehenمعلوم، مصدر، حال
  • verdrehendمعلوم، participle، حال
  • verdrehtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verdrehمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdreheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdrehtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verdreheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verdreheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdrehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdrehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdrehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verdreheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verdrehenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verdrehenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verdrehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verdrehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verdrehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verdrehenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verdrehteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verdrehteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdrehtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verdrehtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdrehteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verdrehteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verdrehtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verdrehtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verdrehtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verdrehtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verdrehtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verdrehtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

er verdrehte seine Augen

چشمهایش را کوچ کرد

die Welt ist verdreht

کار دنیا بر عکس است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها