فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خراب

تأییدنشده

xarâb[xæ.ɹɒ́ːb̥]

verdorben صفت

صفت

  • خرابxarâbخَراب[xæ.ɹɒ́ːb̥](of food: rendered unusable or inedible)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فاسدfâsedفاسِد[fɒː.séd̪̥]تأییدنشده
  • ضایعzâye'ضایِع[zɒː.jeʔ]تأییدنشده

دستور زبانِ verdorben

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈdɔʁbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verdorbenerصفت تفضیلی
  • am verdorbenstenصفت عالی
  • verdorbenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verdorbenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verdorbenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verdorbenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verdorbeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verdorbeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verdorbenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verdorbenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verdorbenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verdorbenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verdorbenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verdorbenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verdorbenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verdorbenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verdorbenererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verdorbeneresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • verdorbeneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verdorbeneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • verdorbenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verdorbeneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verdorbenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • verdorbenereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • verdorbenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verdorbenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • verdorbenererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verdorbenereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verdorbeneresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verdorbenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • verdorbenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verdorbenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verdorbeneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verdorbenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • verdorbensterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbenstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbensteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbensterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbensterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbensterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbenstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbensteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verdorbensteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbensteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbensteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbenstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verdorbensterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verdorbensteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verdorbenstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verdorbenstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verdorbenstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verdorbensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verdorbenstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verdorbenstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

Geld verdirbt nur den Charakter, der schon verdorben ist.

پول شخصیتی را فاسد می‌کند که قبلا فاسد است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #7000327), cojiluc (fa #12825386), tatoeba.org
منابع و مجوزها