فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

متراکم کردن

تأییدنشده

verdichten فعل

فعل

  • متراکم کردنمُتَراکِم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فشردنfešordanفِشُردَن[fe.ʃoɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ verdichten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈdɪçtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verdichtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verdichtendمعلوم، participle، حال
  • verdichtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verdichteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdichtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdichtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verdichteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verdichteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdichtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verdichtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdichtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verdichteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verdichtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verdichtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verdichteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verdichteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdichtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verdichtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdichteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verdichteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verdichtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verdichtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verdichtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verdichtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verdichtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verdichtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها