رفتن به محتوامتراکم کردن
تأییدنشده
verdichten فعل
فعل
- متراکم کردنمُتَراکِم کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فشردنfešordanفِشُردَن[fe.ʃoɹ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ verdichten
فعل
- تلفظ
- [fɛɐ̯ˈdɪçtn̩]
همهٔ صورتها
- verdichtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- verdichtendمعلوم، participle، حال
- verdichtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- verdichteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verdichtمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- verdichtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- verdichteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- verdichteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verdichtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- verdichtestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- verdichtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- verdichteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- verdichtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- verdichtetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- verdichteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- verdichteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verdichtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- verdichtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- verdichteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- verdichteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- verdichtetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- verdichtetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- verdichtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- verdichtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- verdichtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- verdichtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها