فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تباهیدن

تأییدنشده

verderben فعل

فعل

  • تباهیدن(to deteriorate)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • واپاشیدن(to deteriorate)تأییدنشده

دستور زبانِ verderben

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈdɛʁbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verdorbenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verderbtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verderbendمعلوم، participle، حال
  • verdorbenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verdirbمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verderbtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verderbeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verderbeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdirbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verderbestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verdirbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verderbeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verderbtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verderbetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verdarbمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verdürbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdarbstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verdürbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdürbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verdarbمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verdürbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verdarbenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verdürbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verdarbtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verdürbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verdürbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verdarbenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verdürbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Patriotismus verdirbt die Geschichte.

وطن پرستی تاریخ را تباه می‌کند.

Politik verdirbt den Charakter.

سیاست سرشت را فاسد می‌کند.

Honig verdirbt nicht.

انگبین نمی‌گندد.

Geld verdirbt nur den Charakter, der schon verdorben ist.

پول شخصیتی را فاسد می‌کند که قبلا فاسد است.

Honig verdirbt nicht.

عسل فاسد نمی‌شود.

Viele Köche verderben den Brei.

آشپز که دو تا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک.

viele Köche verderben den Brei

آشپز که دو باشد آش یا شور می شود یا بی نمک

es sich mit jem. verderben

با کسی در افتادن

Viele Köche verderben den Brei

آشپز که دو تا شد آش یا شور است یا بی نمک

verdirb es dir nicht mit denen, die freundlich zu dir waren

هر جا که نمک خوردی نمکدان مشکن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2454571), cojiluc (fa #9870796), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4859227), cojiluc (fa #9870795), tatoeba.org
  3. ۳: brauchinet (de #5771016), cojiluc (fa #9870793), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #7000327), cojiluc (fa #12825386), tatoeba.org
  5. ۵: brauchinet (de #5771016), cojiluc (fa #9870794), tatoeba.org
  6. ۶: sacredceltic (de #458307), reto (fa #3566396), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها